.:کد لوگو ما:.
{البوم کل}
آداب دعا کردن
1- بسمالله گفتن؛ پیامبرخدا (صلیالله علیه واله وسلم): هر دعایی که با «بسمالله الرحمنالرحیم» آغاز گردد رد نمیشود.
2- تمجید خداوند؛ پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم): هر دعایی که با تمجید (خدا) آغاز نشود بینتیجه میماند.
3- صلوات فرستادن بر محمد و خاندانش؛ امام صادق علیهالسلام: دعا پیوسته در حجاب است. تا آنگاه بر محمد و خاندان محمد صلوات فرستاده شود .
4- شفیع قرار دادن صالحان؛ امام کاظم (علیهالسلام): هر گاه خواستی از خداوند حاجتی طلب کنی، بگو خدایا! به حق محمد و علی از تو کمک میخواهم؛ زیرا که آن دو نزد تو ارزشمند هستند.
5- اعتراف به گناه؛ امام صادق علیهالسلام: (در دعا) ابتدا باید خدا را ستود، سپس به گناه خود اعتراف نمود و آن گاه حاجت را خواست.
6- درخواست با عجز؛ امام حسین علیهالسلام: رسول خدا (صلیالله علیه واله وسلم) در هنگام درخواست و دعا مانند بینوایی که غذا میطلبد دستانش را بالا میبرد.
7- پافشاری؛ امام باقر علیهالسلام : به خدا سوگند هیچ بندهی مومنی در حاجت خود به درگاه خداوند عزّ و جل اقرار نورزد، مگر آنکه حاجتش را برآورد.
8- زیاد شمردن خواسته، پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم): از خداوند بخواهید؛ و زیاد بخواهید، زیرا هیچ چیز برای او زیاد و بزرگ نیست.
9- بلند همتی در خواهش؛ امام علی (علیهالسلام)، در وصیت خود به فرزندش حسن (علیهالسلام): باید برای خود آن چیزی را (از خدا) بخواهی که جمال و نیکی آن برایت بماند و آزارش از تو دور ماند مال و ثروت برای تو نمیماند و تو نیز برای آن نخواهی ماند.
10- دعا کردن برای همه؛ پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم) هر گاه شخصی دعا میکند، برای همه دعا کند، زیرا این دعا زودتر قبول میشود.
11- دعای پنهانی؛ پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم): یک دعایی پنهانی برابر است با هفتاد دعای آشکار.
12- دعای گروهی؛ امام صادق علیهالسلام هر گاه چهار نفر گرد هم جمع شوند و برای مطلبی به درگاه خدا دعا کنند دعای آنها حتماً اجابت میشود.
13- خوشبین بودن به اجابت دعا؛ امام صادق (علیهالسلام): چون دعا کنی خیال کن که حاجت برآورده شده.
14- انتخاب زمان مناسب؛ پیامبر (صلیالله علیهو اله وسلم): بهترین زمان برای این که خداوند عزّ و جل را بخوانید سحرگاهان است.
قرآن مجيد به پدران و مادران مسلمان دستور مىدهد تا فرزندانشان را كه هنوز از نعمت تأهل برخوردار نشدهاند ، به اين امر مقدس تشويق كرده ، زمينههاى زندگى سالم و حيات طيبه را براى آنان فراهم سازند و اگر شرايط ازدواج براى كسى وجود نداشته باشد ، اسلام راهكار بسيار ارزشمندى را معرفى مىكند. راهكارى كه هم اجرايى است و براى تحقق آن مانعى وجود ندارد و هم پشتوانه بزرگى براى ورود به عرصه حيات اجتماعى در آينده است و آرامش را براى اعضاى خانواده، مهيا مىسازد. اين راهكار مهم، عفتورزى است.
عفت ورزيدن براى يك انسان و مخصوصا براي جوان، ضرورت يك زندگى سالم، بانشاط و آرام است. ضرورتى كه تنها در سايه دين به دست مىآيد و در سايه خردمندى، رشد و كمال مىيابد.
جوان امروز، نيازمند اين آموزههاست و پشت كردن به آنها، موجب سستى پيوند خانوادگى، نفوذ و حضور ديگران در عرصه زندگى، اختلاف، عدم اعتماد به يكديگر، بيمارىهاى روحى - روانى، وسواس، سوءظن و ... خواهد شد.
1. عفت دل
يكى از موارد بسيار مهمى كه پيوند خانوادگى را پايدار مىسازد ، و قبل از ازدواج به جوان براي حفظ پاکدامني اش کمک مي کند ، رعايت عفت دل است. خانهاى كه تار و پود آن از عشق و محبت ساخته نشود ، خانهاى پايدار در برابر طوفانهاى سهمگين و لرزشهاى فراوان نيست. خانهاى كه.......
بسم الله الرحمن الرحيم
امام زمان عج:« و اما الحوادث الواقعه فارجعو الي رواة احاديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة الله»
و اما در پيشامد ها به مراجع تقليد رجوع كنيد كه انها نماينده من در شما هستند و من حجت و نماينده ي خدايم.
ريش تراشي
« سبيل هايتان را كوتاه نماييد و ريش هاي خود را بلند نگه داريد و خود را شبيه به يهوديان مگردانيد» پيامبر اكرم {ص}
«مجوسيان ريش هاي خود را مي تراشند و سبيل ها را بلند مگذارند ولي ما مسلمين سبيل ها را كوتاه كرده و محاسن را بلند ميگذاريم»
«خداوند مردان را به وسيله ريش زينت داده و فضيلتي براي مردان است و به وسيله ريش مردان از زنان شناخته مي شوند» امام رضا ع
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ»
و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب میشود آتش شما را فرا گیرد؛ و در آن حال، هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت؛ و یاری نمیشوید! سوره هود ايه ي «113»
سوال : تراشيدن ريش به گونه اي شبيه تيغ با شد { چه با تيغ چه با ماشين } چه حكمي دارد؟
ايت الله العظمي خامنه اي روحي له الفداه : تراشيدن ريش حرام است.
ايت الله العظمي بهجت حفظه الله تعالي : تراشيدن ريش جايز نيست چه تمام ان چه قسمتي از ان.
ايت الله العظمي مكارم شيرازي حفظه الله تعالي : احتياط واجب در نتراشيدن ريش است.
بقیه در ادامه مطلب :::.فحش - ترانه خوانندگان زن - ماهواره.:::
سلام دوستان
همونطور که می دونید هفته حج هم نزدیکه و یه سری از حجاج بیت الله الحرام هم به این سفر مقدس اعزام شده اند.
و همه می دانیم اولین جائیکه مورد توجه مسلمانان جهان است که چه از نزدیک و چه از راه دور روی خود را به آن سمت می کنند مکه مکرمه، و مهمتر از اون مسجدالحرام و آنهم به خاطر کعبه، خانه خداست.

به خود گفتم شاید برایتان جالب باشد که بدانید روی پرده سیاهی که روی کعبه کشیده شده چه نقشهایی بسته شده و چی نوشته هایی را شامل شده است به همین منظور جهت مطالعه و آگاهی شما دوستان، تمام نوشته ها و آیاتی که بروی این پرده مشکی کعبه درج شده در این پست قرار داده ام.پس مطالب را دنبال کنید:
آیاتی که بر روی پرده درِ کعبه و حزام نقش بسته، از این قرار است:........
به ادامه مطلب رجوع کنید
بسم الله الرحمن الرحيم
واژه ي رمضان از ريشه ي رمض است و دو معني از آن اشتقاق مي شود»
1)به معناي باراني كه اول پاييز باريده و هوا را از غبار تابستان مي شويد.
2)به معناي سوزاندن يا سنگ سوزاني كه از شدت گرما داغ شده.
*وجه تسميه اين ماه
از پيامبر مروي است كه:
انما سمي رمضان، لانه يرمض الذنوب _ ترجمه: اين ماه را رمضان ناميده اند، چون گناهان را مي سوزاند.
*ديگر اسامي اين ماه:
1_ماه خدا2_ماه بزرگتر خدا3_ماه ميهماني خدا4_ماه نزول قرآن5_ماه تلاوت قرآن6_ماه روزه7_ ماه خالص سازي8_ماه توبه9_ماه استغفار10_سرور ماه ها و ...
*آداب ميهماني خدا در اين ماه
دسته اول: آدابي كه پايبندي به آنها شرط حتمي براي ورود به ميهماني است.:.پرهيز از مفطرات روزه به قصد قربت به خدا . كساني كه در اين ماه فقط به اين دستورات پايبندند را داراي روزه ي عام گويند.
دسته دوم:آدابي كه رعايت آنها شرط ضروري براي بهره برداري انسان از اين ضيافت در جهت رسيدن به تكامل معنوي است.
+ حضرت علي (ع) از پيامبر (ص) پرسيدند:يا رسول الله! ما افضل الاعمال في هذا الشهر؟اي پيامبر خدا !بهترين كارها در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: ورع عن محارم الله. پرهيز از محرمات الهي.
- در تبيين اين جواب مي گوييم گناهان آفاتي هستند كه حيات معنوي انسان را تهديد مي كنند و مانع تكامل اند،پس با گناه روزه دار نمي تواند موجب تحول معنوي شود.
بنابر اين پرهيز از مفطرات روزه شرط ورود به ميهماني الهي و پرهيز از گناهان شرط بهره برداري از بركاتش است. و افرادي كه اين خصوصيات را رعايت مي كنند داراي روزه ي خاص گويند.
دسته سوم: آدابي كه مراعات آن شرط رسيدن به بهره وري كامل از ماه رمضان است كه مفصل شرحي دارد و اين گونه روزه را روزه ي خاص الخاص گويند.
بهترين شب اين ماه
«ليلة القدر خير من الف شهر» دلالت بر آ» دارد كه بركات زيادي براي مراقبان دارد چه شبي است اين شب كه بيش از هشتاد سال ارزش داردو از اين رو پيامبر فرمود: شهر رمضان سيد الشهور و ليلة القدر سيدة ليالي.
نزول كتب آسماني در اين ماه
حضرت رسول فرمودند: صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان نازل شد تورات، شش شب از ماه رمضان گذشته نازل شد. انجيل سيزده شب از ماه رمضان گذشته نازل شد ، زبور هيجده شب از ماه رمضان گذشته نازل شد و قرآن در بيست و سوم ماه رمضان نازل گشت.
بسم الله الرحمن الر حیم
الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سید نا محمد و اله الطاهرین المعصومین
اهمیت ماه رمضان و شب قدر
ان شا الله خداوند به برکت ماه مبارک رمضان توفیق دهد تا در شب قدری که در پیش داریم به قدرو اندازه ی خودمان پی ببریم. اگر کمی در کلمه ی «قدر» دقت کنیم ، می فهمیم که اندازه را توضیح داده است ، یعنی هر کس به اندازه اش شب قدر را قدر می داند.هر چه شما توان داشته باشید به همان اندازه می توانید خودتان را در شب قدر ، به محضر قرآن و عترت عرضه کنید.
دستورالعمل برای ماه مبارک رمضان از دیدگاه ایت الله بهجت حفظه الله
در این مورد از اقا سوال شده و فرمودند: آنهایی که دستورالعمل داده اند هر کدام از راه خاصی افراد را به سوی خدا می بردند ، ولی من راهم این است که دستورالعمل ، فقط در یک چیز جمع شده و در یک کلمه خیلی کوچک و آن ترک گناه است ، تمام دستورات بعداً خودشان می اید.
پس تمام دستورالعمل ها بعد از ترک گناه می آید ، و کسی که تقوا را رعایت می کند مصداق این آیه میشود«و من یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لا یحتسب»(طلاق/3) «آن کس که تقوا پیشه کند خداوند برایش راه نجاتی رامقرر می فرماید و از آنجا که حساب نمی کرده است رزق او را عنایت می کند»
در بحث«یرزقه» فوریی نرویم به مادیات بچسبیم بلکه مورد اصلی در این بحث و رزق بار اله رزق معنوی است.
و«من حیث لایحتسب» از انجایی که شما حسابش را نمی کنید عنایت می شود شما که نمی دانید راه و چاه چیست استاد کیست؟؟! کار شما این است که فقط گناه نکنید تمام عنایات متوجه شما می شود و دانستن گناه به اموزش خاصی نیاز ندارد و بل به ما الهام می شود به استناد به این ایه « فالهمها فجورها و تقواها»(شمس/8) « ما به انسان فجور ، تقوا و پاکی را الهام می کنیم»
و این دستور اصول اولیه کلاس ماه رمضان ماست......
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ:بهتر ه كه در پاسخ سوال اين نكات رو مد نظر داشته باشيم:
1. فقهاي شيعه همگي در كتابهاي فقهي خود; اعم از استدلالي و غيره ، تصريح مي كنند شهادت بر ولايت علي (ع) جزء اذان و اقامه نيست و هيچ كس حق ندارد آن را به عنوان دو جزء آن دو بر زبان بياورد.
2. علي (ع) از ديدگاه قرآن ، بكي از اولياءالله قلمداد شده و در همان آيه به ولايت وي بر مؤمنان تصريح شده ، آنجا كه مي فرمايد:
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ»[1]
- ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند همان كسانى كه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند.
روايات صحاح و اهل سنت نيز بر اين امر تصريح نموده اند كه آيه ي شريفه در حق علي (ع) آنگاه كه در حال ركوع ، انگشتر خود را به فقير بخشيد فرود آمد[2].
3. پيامبر گرامي فرمود : « انما العمال بالنيات» «ميزان و حقيقت واقعيت هر عملي ، به نيت انسان بستگي دارد.».
بنابرين هرگاه « ولايت علي » (ع) يكي از اصولي كه قران بدان تصرح فرموده است باشد، و از سوي ديگر جمله ي ياد شده به قصد جزئيت گفته نشود و جزيي از اذان محسوب نردد چه مانعي دارد كه اين حقيقت در كنار شهادت بر رسالت پيامبر گرامي باز گو گردد؟
*در اينجا مطلبي لازم به گفتن است و ان اين است كه : اگر افزودن جمله بر اذان ، امري نا صحيح است و بدين جهت از شيعه خرده گرفته مي شود ، اين دو موردي كه در زير مي آوريم ، چگونه توجيح مي شود :
1. تاريخ صحيح گواهي ميدهد كه فصل « حي علي خير العمل » جزء اذان بوده است در حالي كه دوران خلافت خليفه ي دوم به تصور اين كه مردم با شنيدن ان گمان مي برند نماز بهترين اعمال است . ديگر به سراغ جهاد نمي رند ، آن را حذف كرد و به همين حالت با قي ماند.
2. جمله « الصلوة خير من النوم » (نماز بهتر از خواب است) در زمان رسول اكرم جزء اذان نبوده و بعده ا بر فصول آن اضافه گرديده است و لذا شافعي در كتاب «الامّ» ميگويد:
«اكره في الاذان الصلوه خير من النوم لان ابا محذوره لم يذكره»
- يعني براي من خوشايند نيست كه در اذان بگويم : الصوه خير من النوم ، زيرا ابا محذوره (يكي از محدثان ) ، آن را در حديث خود نياورده است.
بسم الله الرحمن الرحيم
«شيعه» در لغت عرب به معناي «پيرو» است.قرآن مجيد مي فرمايد:« وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ»
و بىگمان ابراهيم از پيروان اوست. اما در اصطلاح مسلمانان ، شيعه به گروهي اطلاق مي شود كه معتقدند پيامبر اسلام پيش از مرگ خود ، جانشين خويش و خليفه مسلمين را در مناسبتهاي متعددي ; از جمله در روز هيجدهم ذي الحجه ، سال دهم هجري كه به روز «غدير» معروف است ، در يك اجتماع بزرگ معين فرمود و او را به عنوان مرجع سياسي ، علمي و ديني پس از خود معرفي فرمودند.
توضيح آنكه پس از پيامبر گرامي اسلام ، مهاجر و انصار به دو گروه تقسيم شدند:
1. گروهي معتقد بودند كه پيامبر اكرم مسئله خلافت را ناديده نگرفته و جانشين خود را تعيين فرموده است و او همان علي بن ابي طالب است ، نخستين كسي كه به وي ايمان آورد .
اين جمعيت كه متشكلل از گروهي مهاجر وانصار بود در رأس آنان ، كليه شخصيت هاي بني هاشم و جمعي از بزرگان صحابه ، مانند : سلمان ، ابوذر ، مقداد ، خباب بن ارت و امثال آنان قرار داشتند ، بر همين عقيده باقي ماندند و شيعه ي علي نام گرفتند.
البته پيامبر گرامي، در حال حيات خود اين لقب را به پيروان امير مؤمنان عطا فرموده است. آنجا كه با اشاره به علي بن ابي طالب مي فرمايد : «والّذي نفسي بيده ، انّ هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامة»
_ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اين (علي) و پيروانش در روز رستاخيز رستگاند.
بنا بر اين شيعه ، عبارت است از گروهي از مسلمانان صدر اسلام كه با خاطر اعتقاد به «تنصيصي بودن» مقام ولايت ، بدين نام معروف گشتند و اين جمعيت تا كنون نيز بر خط وصايت و پيروي از اهل بيت پيامبر باقي مانده اند.
مقام و موقعيت شيعه ، از همين طريق معين مي شود و بدين بيان ، بي پايگي گفتار برخي ازجاعلان جاهل يا مغرض ، مبني بر اينكه تشيع زاييده ي دورانهاي بعدي است ، روشن مي گردد. براي شناخت گسترده تر تاريخ شيعه به كتب «اصل الشيعه و اصولها» ، «المراجعات» ، «اعيان الشيعه» رجوع شود.
2. گروه ديگر بر ان بودند كه مقام خلافت ف مقامي است انتخابي، از اين رو با ابو بكر بيعت نمودند و بعد ها به «اهل سنّت» يا تسنّن ، ملقّب گرديدند .
و سر انجام نتيجه ان شد كه بين هر دو طايفه ي اسلامي ، با داشتن مشتركات بسيار در اصول ، اختلاف نظر پيرامون مسئله خلافت و جانشيني پيامبر به وجود آمد و هسته هاي نخستين هر دو گروه را همان مهاجر وانصار تشكيل مي دادند.
بسم الله الرحمن الرحيم
من 5 روز به مشهد رفتم و با عنايت خدا و آقا علي بن موسي رضا عبرت هاي جالبي گرفتم.
من دانش آموز طرح مصباح الهدي هستم كه هدف اين طرح آموزش مفاهيم و ترجمه قرآن به نوجوانان است كه اين جشنواره به عنوان اختتاميه برپا شده بود و منتخبين به طرح نور الهدي راه يافتند كه من نفر اول از شهر ساري بودم .
تأثير اين طرح در زندگي من:
من تا قبل از اين سفر ، از اردو و مسافرت خوشم نمي امد (به جز سفرهاي زيارتي) ولي چون اردو بود و روحيه بچه ها با من سازگار نيست دوست داشتم همراه خانواده ام بروم و منزوي بودم و علت اينكه به اين اردو رفتم اجبار بود چون مجري برنامه بودم و اگر نمي رفتم كارمان لنگ مي ماند چون اين برنامه اختتاميه طرح 3 ساله مصباح الهدي بود مسئولين اجراي برنامه ها را به عهده خود دانش آموزان قرار دادند.
قبل از سفر جايي خواندم رسول اكرم حضرت محمد (ص) مي فرمايند: مسافرت كنيد گرچه مالي كسب نكنيد ولي بر عقل شما افزوده شود. اول چيزي متوجه نشدم ولي وقتي به سفر رفتیم كم يه چيزهايي رو فهميدم.
ادامه مطلب
1) محمد
2) احمد
3) نبي امي
4) برهان
5 ) امام
6) بشير
7) نذير
8) حنيف
9) حق
10) خاتم النبيين
11) خبير
12) رحيم
13) رجل
14) داعي إلي الله
15) رئوف
16) رحمة للعالمين
17) نبي
18) رسول الله
19) سراج منير
20) شاهد
21) طه
22) صاحب
23) يس
24) طيب
اصحاب از قبايل مختلف ، در محضر پيامبر (ص) حضور داشتند چند نفر از اصحاب گفتند : يا محمد چه موقعي ما مي توانيم حرفمان را به صراحت بزنيم و در مورد دين آزادانه سخن بگوييم ؟پيامبر بلا فاصله فر مودند به سال 300 بعد هزار،( كه مي شود 1300) به جمع اعداد كفين (كه اعداد دو كف دست 18 + 81 است كه مي شود 99 به سال قمري و( در مجموع مي شود 1399هجري قمري)
(هم اكنون سال 1428 هجري قمري مي باشد و اگر 1399 را از آن كم كنيم مي شود 29 ،پس 29 سال از آن واقعه مي گذرد اكنون سال 1386 مي باشد ، منها 29 مي شود 1357 سال پيروزي انقلاب اسلامي.)و سپس اصحاب فرمودند از كدام قبيله : (در اين جا دو روايت داريم كه يكي مي گوييد حضرت محمد (ص) دست مبارك را برران چپ سلمان فارسي و ديگري مي گويد برشانة چپ سلمان فارسي زد و فرموداز قبيلة سلمان فارسي اصحاب اعتراض كردند كه چرا از اين قبيله ، از قبيلة سلمان كه اندكي بيش تر مسلمان نيستند و پيامبر اضافه كردند كه آنها پرچم اسلام را دريافت و آن را به صاحب اصلي آن كه امام زمان باشد مي دهند و مسلمانان نيز پرچم اسلام رابه امام خميني نائب بر حق امام زمان (عج) سپردند.
و در قرآن آيه 54 سورة مائده آمده كه :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى [ديگر] را مىآورد كه آنان را دوست مىدارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مىكنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مىدهد و خدا گشايشگر داناست .
و آن قوم مجاهدين سلام و رزمندگان و بسيجيان غيور ايراني بودند كه داراي اين صفات بودند و در راه خود نكوهش ها را نا ديده مي گرفتند و خدا نيز در عوض به آننها مقام رفيعي داد و بلكه به آنها زندگي جاودان داد.
تعريف منطقه ي استراتژيك:
اصطلاح ((منطقه ي استراتژيك)) در اصل يك واژه ي جغرافيايي است كه در كتاب هاي جغرافيا آمده است.
امروزه واژه استراتژيك را در موارد زيادي به كار ميبرند. براي مثال ميتوان به اصطلاحات ((سلاح استراتژيك))،((كالاي استراتژيك))،((آبراه استراتژيك)) و يا حتي دانش استرتژيك استفاده كرد. معنا و مفهوم مشترك در تمامي موارد جنبه نظامي دارد.
از آن جا كه نزديكي به تنگه ها و آب راه هاي بين المللي از مهم ترين موقعيت هاي جغرافيايي است بيشتر نوعي توجه سياسي-نظامي در مورد اين نواحي وجود دارد.تنگة هرمز نيز از اين قاعده مستثني نبوده و از دير زمان از جهات سياسي-اقتصادي و استراتژيكي ، اهميت بسيار زيادي داشته است.
اهميت تنگة هرمز با توجه به يكي از كارگزاران سلطة دريايي غرب در قرن شانزدهم ، مبني بر اين كه ((با تسلط بر سه تنگة استراتژيكي هرمز ، مالاركا و عدن مي توان بر دنيا حكومت كرد)) ، روشن مي گردد.
تنگة هرمز يكي از مهم ترين آب راه هاي جهان است كه روابط بازرگاني – دريايي جهان غرب و منطقة خليج فارس از اين طريق صورت مي گيردد.
تعدادي از خطوط لولة موجود كه در گذشته كشيده شده و هم اكنون ، برخي از آنها مشغول كار مي باشد، عبارت است از :
1) خط لولة رأس التنوره به ترمينال و پالايشگاه زهراني
2) خط لولة كركوك به دوريتول و بانياس و طرابلس
امنيت تنگة هرمز:
مهم ترين عامل تهديد امنيت در خليج فارس و به دنبال آن به خطر افتادن امنيت تنگة هرمز عبارت است از :تلاش بي امان غرب براي چپاول انرژي اين منطقه و تأمين اين غارتگري از طريق:
1)تقويت بيش از حد اسرائيل در قلب خاور ميانه براي تهديد مقاوم كشور هاي منطقه
2) ايجاد كشمكش هاي داخلي بين دول منطقه جهت باز داشتن آنها از اتحاد و هماهنگي مانند اختلافات كشورهاي مرزي كشورهاي منطقه با يكديگر
3)تحريك دول منطقه جهت بر پا نمودن جنگهاي برادر كشي براي تعميق خصومت هاي في ما بين و فروش سلاح هاي خارج از رده
4)نفوذ جاسوسي در اركان دولتي و غير دولتي كشورهاي منطقه ...
5) به ابتذال كشاندن نسل جوان از طريق فيلم ه ، برنامه هاي تلويزيوني و ماهواره اي
6)ترساندن مداوم كشورهاي منطقه به طرق مختلف از جمهوري اسلامي ايران و حركتهاي اسلامي براي توجيه حضور نظامي خود در منطقه
دين هم مانند كشور داري استراتژي ويژه و خاصي است كه آن استراتژي قرآن نام دارد كه عمل به قرآن داراي ويژگي هاي زير مي باشد:
1)اعتقادات 2)احكام 3) اخلاق
باور ويقين (( اعتقادات)):
همة كاستي ها و ناقصي ها از ضعف باور است. همة اذكار و عبادات هم براي ايجاد باور است. با اذكار و با عبادات انسان به خود تلقين مي كند و با تكرار و تلقين ، باور و يقين ايجاد مي شود. تلقين آن قدر شريف است كه حتي براي مرده هم موقع دفن تلقين مي خوانند. و وقتي كه تلقين خواندند نكير منكر مي گويند كار او درست شد .
پس چرا انسان تا زنده است به خود تلقين نخواند؟ چند وقت در خلوت به خود تلقين بخوانيد و بگوييد: إِنَّ الله تَبارَكَ و تَعالي نِعْمَ الرَّبُّ و إِِنَّ مُحَمَّدً صَلَّ اللهُ عَلَيّهِ وَ آلِه نِعْمَ الرَّسول وَ إِنَّ أَمِيرَالْمُؤمِنين عَليِّ بنَ ابي طالِب و اولادِهِ الأئِمَّةَ الأَحَدَ عَشَر نِعْمَ الأَئِمَّةَ...: هر آينه تبارك و تعالي خوب پرووردگاري است و هر آينه حضرت محمد (ص) كه درود خدا بر او و خاندانش باد خوب پيامبري است و هر آينه امير المؤمنين حضرت علي و 11 امام از فرزندان او خوب اماماني هستند و ...
باور ياور مؤمن است به خدا خوبان خدا خوش باور باشيد خوش باوري به آن ها خوب است و لو در اثر آن به ظاهر كلاه سرتان رفت سجدة شكر كنيد. اكثر اهل حنة البلها : بيشتر اهل بهشت افراد ساده و زود باورند كساني كه هرچه خدا به آن ها مي گويد: تو توبه كه كردي گناهتان را آمرزيده ايم باور نمي كنند ، خود را ز آمرزش الهي محروم مي كنند و به بهشت راه ندارند در حديث داريم كه تنها كسي از حجاج كه در روز عرفه در عرفات حضور دارند بخشيده نميشود ، كسي است كه شك كند كه آيا من هم بخشيده شد ام.
احكام دين:
كار هاي ظاهري ، حتي عبادت كردن ، دنياست . اخلاقيات و ياد و معرفت خدا آخرت است . دين خدا بيان سه حكم است حكم نحوة رفتار با بالاتر از خود يعني والدين و استاد و امام پيغمبر و خدا حكم نحوة رفتار با زير دست خود يعني فرزند و شاگرد... و حتي اهل طبيعت و حيوان و گياه و جماد ، هر حكم رفتار با هم سطح خود كه مؤمنين اند.
در برابر بالا تر از خود بايد تسليم بود و در برابر پايين تر از خود بايد خير خواه بود و به حفظ و پرورش آن ها پرداخت و در برابر هم سطح هم بايد با نيكي و عدالت رفتار كرد و هرچه بر خود مي پسنديم بر آن ها بپسنديم. در عبادت و طاعات آن چه درباطن بدان مشغولي جهاد اكبر است و آنچه در ظاهر انجام مي دهي جهاد اصغر است.
اخلاق :
پيامبر اكرم (ص) فرمود: آفرين بر قومي كه جهاد اصغرشان تمامشان تمام شد جهاد اصغرشان باقي ماده است ، جهاد اكبر يعني جهاد با سلاح اخلاق . جهاد اصغر دوره اش طي شد ، با اخلاق بايد كرة زمين را تسخير كنيم.
جهاد اكبر مال اخلاقيات است. عفت داشتن، گزينه سخن گفتن ، غيبت كردن و ...جهاد اكبر است.
نماز ها در ابتدا ۴ رکعت بوده که خدا ۲ رکعت از نماز صبح را به حضرت محمد (ص) و یک رکعت از نماز مغرب را به حضرت زهرا بخشیده !!!!!
پست بعدی پیش بینی انقلاب اسلامی توسط حضرت محمد...
بسم الله الرحمن الرحيم
آيا از ديدگاه اسلام دين از سياست جدا است؟
پاسخ:
بيش از هر چيز سزاوار است معناي «سياست» روشن شود تا در پرتو آن رابطة دين با سياست آشكار گردد.در اينجا يراي واژة سياست دو احتمال مطرح است:..............
ادامه مطلب
خطبه بدون الف حضرت علی علیه السلام
خطبه بدون الف مولاى متّقیان علی علیه السلام
چنین روایت شده كه وقتى اصحاب پیغمبر ـ صلّى اللّه علیه و آله ـ با یكدیگر مذاكره مى نمودند كه كدام یك از حروف هجا در كلام زیادتر استعمال مى شود، بالاخره رأى همه بر آن قرار گرفت كه الف زیادتر در كلام مى باشد.
ناگاه حضرت امیر المؤمنین ـ علیه آلاف التحیة و الثناء ـ وارد گردید و بدون آن كه قبلاً فكر كند و ترتیب كلماتى دهد كه در آن الف نباشد. این خطبه مفصّل را بیان فرمود كه هیچ الف در آن نیست و آن خطبه این است :(1)
حَمدتُ من عَظُمتْ مِنَّتُه ، و سَبغتْ نِعمته ُ، و سَبقتْ رَحمتُه ، و تَمّتْ كَلِمته ُ، و نَفذتْ مَشیتُه ، و بَلَغَتْ حُجّتُه ، جو عَدلتْ قَضیتُه .
حمد مى نمایم كسى را كه منّت او بزرگست ، و نعمت او فراوانست ، و رحمت او پیشى گرفته است بر غضب او، و علامات قدرت او تمام است ، و مشیت او فرو گرفته تمام موجودات را، و حجّت و برهان او همه جا رسیده ، و حكم او به عدل پیوسته .
حَمِدْتُ حَمْدَ مُقرٍّ بِربوبیته ، مُتَخَضِّعٍ لِعبودیتِه ، متنصّل من خَطیئتِه ِ، معترف بتوحیده ، جمستعیذ من وعیده ج مؤمّل من ربّه مغفرةً تُنجیهِ یوم َیشْغَلُ عن فصیلتِه و بَنیه .
خدا را حمد و ستایش مى نمایم ; ستایش كسى كه اقرار و اعتراف كننده است به پروردگارى او، و ذلیل مى باشد براى بندگى او، و از گناهان خود معذرت مى خواهد، و به یگانگى او اعتراف مى نماید، و پناه گیرنده به اوست از وعده هاى عذاب آخرت ، و از پروردگارش امیدوار مى باشد آمرزش و مغفرتى كه او را نجات دهد در روزى كه شخص را از خویشان و پسرانش باز مى دارد.
و نستعینُهُ و نسترشدُهُ و نُؤْمُنُ به و نتوكَّلُ علیه ، و شهدْتُ له بضمیر مُخلصٍ موقِن ٍ، و فَرَّدْتُه تفریدَ مُؤمنٍ مُتقن ، و وَحَّدتُه توحیدَ عبدٍ مُذعِن ٍ، لیس له شریكٌفى مُلكِه ِ، و لم یكن له ولى ٌّ فى صُنعِه ، جَلَّ عن مشیرٍ و وزیرٍ، و جتنزّه ج عن جمثل وج نظیر. عَلِمَ فستر، و بَطَن فخبرَ، و مَلَك فقهرَ، و عُصى َ فَغَفرَ، جو عُبِدَفَشَكرج و جحَكَمَ فَعَدل َج و تَكَرَّمَ و تَفَضَّل َ، لَم ْیزَلْ و لایزُول ، جوج (لیس كَمِثلِه شى ءٌ) جو هو قَبْلَ كلِّ شى ءج و بَعدَ كُل ّشَى ء.
و از او طلب یارى و ارشاد مى نمایم ، و به او ایمان آورده ام ، و بر او اتّكال و اطمینان داریم ، و به وحدانیت او شهادت مى دهیم به یقین قلبى كه خالص مى باشد از شكّ و ریب ، و یكتا و منفرد مى دانم خدا را، و به یكتایى او ایمان و یقین دارم ، و به وحدت و به یگانگى او اعتراف مى نمایم ; اعتراف بنده اى كه بند اطاعت در گردن نهاده ، براى كسى كه شریكى در ملك او نیست و براى او دوستى نیست كه كمك كند او را در خلقت ، خداى تعالى بزرگست ، و اجلّ از این است كه در كار خود با كسى مشورت نماید، و براى او وزیر و مثل و مانندى نیست ، و او منزّه و مبرّا مى باشد، و همهء چیزها رامى داند و پنهان مى دارد، و از پنهان خبر مى دهد، و مالك تمام موجودات مى باشد و بر آنها غالب است ، مخالفت امر او مى نمایند و مى آمرزد ومى بخشد، و چون .............