.:کد لوگو ما:.
{البوم کل}

1. عزادارى بنىهاشم در ماتم سيدالشهدا؛
از امام صادق(ع) روايت شده است: «پس از حادثه عاشورا هيچ بانويى از بانوان بنىهاشم، سرمه نكشيد و خضاب ننمود و از خانه هيچ يك از بنىهاشم دودى كه نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنكه ابن زياد به هلاكت رسيد. ما پس از فاجعه خونين عاشورا پيوسته اشك بر چشم داشتهايم»نگا: امام حسن و امام حسين(ع)، ص 145..
2. عزادارى امام سجاد(ع)؛
حزن امام سجاد(ع) بر آن حضرت به صورتى بود كه دوران زندگى او، همراه با اشك بود. عمده اشك آن حضرت بر مصايب سيدالشهداء(ع) بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزادهها، عمهها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا كه وقتى آب مىآوردند تا حضرت ميل كند، اشك مباركشان جارى مىشد و مىفرمود: چگونه بياشامم در حالى كه پسر پيامبر را تشنه كشتند؟!بحارالانوار، ج 44، ص 145. و مىفرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(س) را به ياد مىآورم گريهام مىگيرد».خصال، ج 1، ص 131.
امام صادق(ع) به زراره فرمود: «جدم على بن الحسين(ع) هرگاه حسين بن على(ع) را به ياد مىآورد، آن قدر اشك مىريخت كه محاسن شريفش پر از اشك مىشد و بر گريه او حاضران گريه مىكردند».بحارالانوار، ج 45، ص 207.
کل مطلب در ادامه مطلب.....
«محمّد باقر به اندازه اى گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت ها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جاست كه وى را شكافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند.»
سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي (ع) امام پنجم از ائمه اثني عشر (ع) و هفتمين معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدينه رخ داد …
مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است … صدوق و طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (ص) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».
۩ شخصيت اخلاقي:
در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود.
از خوف خدا بسيار ميگريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار ميكرد. در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود … علي بن عيسي اربلي در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزي در تذكره الائمه و ساير محدثين اهل سنت از عبد الله بن عطاء مكي روايت كرده اند كه گفته است: علماء را نزد هيچكس حقير تر از آن نديدم كه در محضر ابو جعفر محمد بن علي ديدم … امام محمد باقر (ع) در مورد نمونه اي از اخلاق امام باقر روايت است که مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه امام بسيار مىآمد و به آن گرامى مى گفت: «...در روى زمين بغض و كينه اى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده ام آنست كه اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى بينى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!» در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى فرمود و به نرمى سخن مى گفت. چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را رويا روى خويش ديد و از زندگى نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون در گذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد. شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب نشسته است، و آن گرامى همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مى پرداخت. عرض كرد: آن مرد شامى به ديگر سراى شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد. فرمود: او نمرده است... شتاب مكنيد تا من بيايم.
پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را برنشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. ديرى بر نيامد كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى دهم كه تو حجت خدا بر مردمانى.»
ادامه مطلب...............
السلام علیک یا جواد الائمه
نام: محمد.
كنيه: ابو جعفر ثانى.
القاب: تقى، جواد، مرتضى منتجب، مختار، قانع و عالِم.
منصب: معصوم يازدهم و امام نهم شيعيان.
تاريخ ولادت: نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجرى.
همچنين هفدهم و پانزدهم ماه رمضان نيز نقل شده است؛ اما مشهور بين شيعيان، دهم رجب سال 195 هجرى مىباشد. در دعاى ناحيه مقدسه نيز آمده است: «اللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِالْمَوْلُودَيْنِ فى رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَلىٍّ الثَّانى وَابْنِهِ عَلىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ المُنْتَجَبِ»(1).
محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
نسب پدرى: امام رضا، على بن موسى بن جعفر بن محمدبن على بن حسين بن على بن ابىطالب(ع).
نام مادر: سبيكه، يا سكينه مرسيه و يا درّه كه حضرت رضا(ع) او را خيزران ناميد.
وى از اهالى «نوبه» و از خاندان ماريه قبطيه، مادر ابراهيم، پسر پيامبر اكرم (ص) و از زنان بزرگوار زمان خويش بود.
مدت امامت: از زمان شهادت امام رضا (ع)، در آخر ماه صفر سال 203 هجرى تا ذى قعده سال 220 هجرى، به مدت شانزده سال و نه ماه.
تاريخ و سبب شهادت: آخر ذى قعده سال 220 هجرى، در سن 25 سالگى، به وسيله زهرى كه همسرش، ام الفضل، دختر مأمون به تحريك برادرش، جعفر بن مأمون و عمويش، معتصم عباسى، به آن حضرت خورانيد.
محل دفن: مقابر قريش بغداد، در جوار قبر شريف جدش، امام موسى كاظم(ع) كه هم اكنون به كاظمين معروف است.
همسران: 1. سمانه مغربيه. 2. ام الفضل، دختر مأمون. 3. زنى از خاندان عمّار ياسر.
فرزندان: 1. ابوالحسن امام على النّقى (ع). 2. ابو احمد موسى مبرقع. 3. ابو احمد حسين. 4. ابو موسى عمران. 5. فاطمه. 6. خديجه. 7. ام كلثوم. 8. حكيمه.
همچنين گفته شده كه زينب، ام محمد، ميمونه و امامه نيز از فرزندان آن حضرت بودهاند.
بسم الله الرحمن الرحيم
ائمه چه كساني هستند؟
پيامبر گرامي اسلام در دوران حيات خود تصرح فرموده اند كه : پس از ايشان دوازده نفر به خلافت خواهند رسيد كه همگي از قريشند و عزت اسلان در سايه خلافت آنها خواهد بود.
جابر بن سمره مي گويد :
« سمعت رسول الله يقول لا يزال الاسلام عزيزاً إلي الاثني عشر خليفة ثمَّ قال كلمة لم اسمعها فقلت لأبي ما قال؟ فقال : كلّهم من قريش »
-از پيامبر شنيدم كه فرمود: اسلام به دوازده خليفه و پيشوا عزيز خواهد بود سپس سخني فرمود كه من نشنيدم . از پپدرم پرسيدم كه چه فرمود؟ جواب داد كه ، ايشان فرمودند : همگي از قريشند.
در تاريخ اسلام دوارده خليفه اي كه حافظ و نگهبان عزت اسلام باشند ، جز دوازده امامي كه شيعه به آن معتقد است ، نمي توان يافت . زيرا دوازده خليفه اي كه پيامبر معرفي مي كند بلا فاصله پس از آن حضرت به عنوان خليفه ايشان معرفي گرديدند.
اكنون بايد اين دوازده نفر كيستند؟ اگر از خلفاي 4گانه كه در اصطلاح اهل تسنن ، «خلفاي را شدين »
نام بگذاريم ، ديگر خلفا مايه عزت اسلام نبودند.تاريخ زندگانب خلفاي اموي و عباسي بر اين مطلب گواهي مي دهد . ولي دوازده امام شيعه كه همگي در عصر خود مظهر تقوا و پرهيزگاري بودند. حافظان سنت رسول الله و مورد توجه اصحاب و تابعان و نسلهاي بعدي شدند و مورخين به علم و وثاقت آنان به خوبي گواهي دادند...
واين دوازده ائمه عبارت اند از :
12. حجت بن الحسن ; امام مهدي (عج) كه روايات متواتري از پيامبر درباره او به عنوان «مهدي موعود» توسط محدثان اسلامي رسيده است.
براي كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه به كتب تذكر الخواص-كفايت الاثر- وفيات الاعيان و اعيان الشيعه رجوع كنيد.
|
مشخصات حضرت |
ولادت حضرت اباالفضل(عليهالسلام)
ولادت نخستين فرزند امّ البنين، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری در مدينه بود تولّد عباس، خانه علی(عليهالسلام) و دل مولا را روشن و سرشار از اميد ساخت، چون حضرت میديدند در كربلايی كه در پيش است، اين فرزند، پرچمدار و جان نثار آن فرزندش خواهد بود وعباسِ علی، فدای حسينِ فاطمه(علیهمالسلام) خواهد گشت.
وقتی به دنيا آمد حضرت علی(عليهالسلام) در گوش او اذان و اقامه گفت، نام خدا و رسول را بر گوش او خواند و او را با توحيد و رسالت و دين، پيوند داد و نام او را عباس نهاد. در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقيقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.
آن حضرت، گاهی قنداقه عبّاس خردسال را در آغوش میگرفت و آستينِ دستهای كوچک او را بالا میزد و بر بازوان او بوسه میزد و اشك میريخت. روزی مادرش امّالبنين كه شاهد اين صحنه بود، سبب گريه امام را پرسيد. حضرت فرمود: اين دستها در راه كمك و نصرت برادرش حسين، قطع خواهد شد؛ گريهی من برای آن روز است
تربيت حضرت اباالفضل(عليهالسلام)
عبّاس در خانه علی(عليهالسلام) و در دامان مادرِ با ايمان و وفادارش و در كنار حسن و حسين (عليهماالسلام) رشد كرد و از اين دودمان پاك و عترتِ رسول، درسهای بزرگ انسانيت و صداقت و اخلاق را فرا گرفت.
تربيت خاصّ امام علی(عليهالسلام) بی شک، در شكل دادن به شخصيت فكری و روحی بارز و برجسته اين نوجوان، سهم عمدهای داشت و درک بالای او ريشه در همين تربيتهای والا داشت.
عبّاس، نجابت و شرافت خانوادگی داشت و از نفسهای پاک و عنايتهای ويژه علی(عليهالسلام) و مادرش امّ البنين برخوردار شده بود. امّ البنين هم نجابت و معرفت و محبّت به خاندان پيامبر را يكجا داشت و در ولا و دوستی آنان، مخلص و شيفته بود. از آن سو نزد اهل بيت هم وجهه و موقعيّت ممتاز و مورد احترامی داشت. اين كه زينب كبری پس از عاشورا و بازگشت به مدينه به خانه او رفت و شهادت عبّاس و برادرانش را به اين مادرِ داغدار تسليت گفت و پيوسته به خانه او رفت و آمد میكرد و شريک غمهايش بود، نشانِ احترام و جايگاه شايسته او در نظر اهلبيت بود.
چهارده سال از عمر عبّاس در كنار علی(عليهالسلام) گذشت، دورانی كه علی(عليهالسلام) با دشمنان درگير بود. گفته اند عبّاس در برخی از آن جنگها شركت داشت، در حالی كه نوجوانی در حدود دوازده ساله بود، رشيد و پرشور و قهرمان كه در همان سنّ و سال حريف قهرمانان و جنگاوران بود. علی(عليهالسلام) به او اجازه پيكار نمیداد، به امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام) هم چندان ميدانِ شجاعت نمايی نمیداد. اينان ذخيره های خدا برای روزهای آينده اسلام بودند و عبّاس میبايست جان و توان و شجاعتش را برای كربلای حسين نگه دارد و علمدار سپاه سيدالشهدا(عليهالسلام) باشد.
ازدواج حضرت اباالفضل(عليهالسلام)
عباس(علیهالسلام) چند سال پس از شهادت پدر در سنّ هجده سالگی ... در ادامه مطلب
منبع :دلـبـــران
امام حسين (عليه السلام)
بيو گرافي:
مقام: امام سوم
نام : حسين
لقب : سيد الشهدا
كنيه: ابو عبدالله
نام پدر: علي (ع)
نام مادر : فاطمه
تاريخ ولادت: 3 شعبان
مدت امامت : 11 سال
مدت عمر: 57 سال
تاريخ شهادت : 10 محرم
قاتل : شمر
محل دفن : كربلا
تعداد فرزندان : بروايتي 4 پسر و 2 دختر
مختصري از زندگي نامه
حضرت امام حسين (ع) در سال چهرم هجري در مدينه چشم به جهان گشود و د سال پنجاه هجري پس از شهادت برادر بزرگوارش به مقام امامت رسيد و به هدايت و ارشاد مسلمين پرداخت . خليفه وقت معاويه در اواخر عمرش در تلاش بود تا براي خلا فت فرزندش يزيد از امام بيعت بگيرد كه با مخالفت شديد امام مواجه شد . يزيد نيز پس از مرگ پدرش به فرماندارش در مدينه دستور داد تا از امام بيعت بگيرد يا ايشان رابه قتل برساند .امام ناگزير مدينه را به همراه اهل بيتش به قصد مكه ترك گفتند . و چون در ان جا نيز جانشان در معرض خطر بود لذا براي حفظ حرمت خانه خدا رهسپار عراق گرديدند و سرانجام در بيابان كربلا با اهل بيت اصحاب و ياران مجاهدش در محاصره لشكريان يزيد قرار گرفتند تا اينكه آن حضرت با ياران و جوانان وفادارش در روز دهم محرم سال 61 هجري در جنگي نا برابر مظلومانه به شهادت رسيدند.