.:کد لوگو ما:.
{البوم کل}
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تلفظ و قرائت صحیح تعیین حدود روزانه برای حفظ قرآن برای دیگران حفظیات خود را قرائت کنید کل مطلب در ادامه مطلب |

يك وقت اين آقاي محمد حسين طباطبايي، پنج، شش سالش بود. مكه آمده بود، چند آيت الله دور او نشستند. حالا نميخواهم اسم آيتاللهها را نميبرم. چند تا حجة الاسلام، چند نفر هم دكتر و مهندس! اين بچه پنج، شش ساله بود. حالا الحمدلله رشيد و جوان است. يك بچهي پنج، شش ساله بود. هرچه گفتيم با قرآن جواب ميداد. من كسي را سراغ داشتم كه از نظر درجهي سپاه، سرتيپ است. از نظر اسارت حدود 7 سال اسير بوده است. از نظر دانشگاه فوق ليسانس است. از نظر حوزه ده، دوازده سال درسهاي حوزه را خوانده است. كل قرآن را هم حفظ است. خيلي راحت انگليسيحرف ميزند. خيلي راحت عربي حرف ميزند. اين آقايي كه حافظ كل قرآن بود، ايشان را كه ديد، امد گفت: آقاي قرائتي خودم را باختم. از كشورهاي ديگر در بعثه مقام معظم رهبري در مكه آمدند، ميگفتند: هذا مهدي! اين حضرت مهدي است؟ نه بابا اين محمد حسين طباطبايي است. حالا برخوردهاي خودم را برايتان بگويم. من با محمد حسين طباطبايي يك گفت و گويي داشتم، برايتان بگويم. خيلي شيرين است. زيادي گوش بدهيد. به او گفتم كه: محمد حسين طباطبايي من تو را دوست دارم. تا به او گفتم: من تو را دوست دارم، گفت: «سَنَنْظُر» آيهي قرآن است. يعني بايد نگاه كنيم، دقت كنيم. «أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبين» (نمل/27) بايد دقت كنيم راست ميگويد، يا دروغ. به او گفتم كه: پيراهن عربي پوشيدي، پيراهن عربي را بيشتر دوست داري، يا پيراهن ايراني؟ گفت: «وَ لِباسُ التَّقْوى» عربي را قرآن خواند. «وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْر» (اعراف/26) لباس تقوي بهتر است. كار به عرب و عجم ندارد. به او گفتم: ميآيي پسر من شوي؟ ايشان فوري آيه فرمود. فرمود: «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» (بلد/3) من براي همان هستم كه مرا زاييده است. نميتوانم پسر تو شوم. گفتم: پدرت تا به حال تو را دعوا كرده است؟ گفتم چه جواب ميدهد؟ تا گفتم: پدرت تا به حال تو را دعوا كرده است؟ گفت: «وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُون» (شوري/37) آيهي قرآن است. مومن وقتي غضب ميكند خودش را نگه ميدارد. يعني پدرم غيض ميكند اما خودش را...
از خاندان سلطنتي يك اسباب بازي برايش آوردند. از اين ماشينهاي بزرگ! گفتند: از اين اسباب بازي خوشت آمد؟ آيهي قرآن است. گفت: «بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ» (نمل/36) شما با اين هديهها «فرح» شادي ميكنيد. دل شما با اين اسباب بازيها خوش است. «فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُم» (نمل/36) آنچه كه خدا به من داده است، بهتر از اين اسباب بازيها است. گفتند: اين از خاندان فلاني است. بند به فلاني، بند به فلاني، از خاندان سلطنتي است. فوري يك آيه قرآن آورد. «إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها» (نمل/34) هرچه فساد است زير سر اين دانه درشتها است. يك ساعت، يكي از آقايان يك آيهي قرآن خواند. يك «واو» را مثلاً به جاي «و ان الله» گفت: «فان الله» ميخواست ببيند ميفهمد يا نه؟ يك آيه را يك كلمهاش را جا به جا كرد. كه ما آن خواص را هم نفهميديم. ولي آن خودش كه ميخواست امتحان كند او فهميد. گفت: من يك «واو» و «ف» را جابه جا ميكنم، ببينم ميفهمد يا نه؟ فوري وقتي جا به جا كردند گفت: «يُريدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّه» (فتح/15) يعني اينها ميخواهند كلام خدا را تحريف كنند. يعني قاطي ميكنيم. دو سه ساعت اشك ما را درآورد